خانه > شعر(کلمات) > هر شب SALO را خواب میبینم

هر شب SALO را خواب میبینم

هر شب *salo را خواب می بینم

 

 

زندگی برایم سخت بود

رویایی مایوس سختترش میکرد

جق زدم روی آینه

روی کاشی

روی خون

توی رود

روی مدرسه

روی خدا…

ساعتی به روشنایی مانده

چیزی نمیبینم

جز پایان این کره ی خاکستری

حالا دیگر زندگی ممکن نیست

نفس میکشم

تو را میخوانم

نفَست را میبُرم

تو نباید باشی، باید که نبینی

روی جنازه ات

                     می رقصم              نمی دانم

با آن بر آمده ی به برم آمده ات چه کنم؟

سگها هم برای ضیافتت سگدو نمیزنند

کبریت میکشم

یکی برای سیگارم

یکی برای خاکسترت

شعله ات شمع میشود

میبینم

اینجا پایان این دایره ی تهی است

من هر شب تو را خواب میبینم

 

*فیلمی از پازولینی!

Advertisements
دسته‌ها:شعر(کلمات)
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: